{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
instrument
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دستگاه
۰
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
ابزار
۰
۱
[توسط مترجم]
[شیمی]
دستگاه
معنی instrument, معنی هئسفقعوثئف, معنی instrument, معنی اصطلاح instrument, معادل instrument, instrument چی میشه؟, instrument یعنی چی؟, instrument synonym, instrument definition,
معنی certificate
,
ترجمه certificate
به فارسی,
معنی شرکت راه آهن شهری تهران وحومه (مترو)
,
ترجمه شرکت راه آهن شهری تهران وحومه (مترو)
به انگلیسی,
معنی After 25 years in operation, it is time that takaful industry is evaluated in terms of its performance. One of the issues that has impact on efficiency is organization form
,
معنی (اسکاتلند) لولیدن، بیقراری کردن، تکان خوردن (حق.) سرجمع کردن دارایی
,
ترجمه (اسکاتلند) لولیدن، بیقراری کردن، تکان خوردن (حق.) سرجمع کردن دارایی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی